بدون عنوان
عمرم
پنجشنبه وقتي بابا مسعود رسيد با ماماني رفتيم سيرجان.دو روز تعطيل رو اونجا بوديم و تو هم تا ميتونستي شيطنت كردي.مامان جان چطور اين همه انرژي داري؟!امروز عصر وقتي برگشتيم كرمان انگار زياد خوشحال نبودي چون تو دوست داري دورو برت شغول باشه.واسه همينم امروز كه از سركار برگشتم ديدم مامانيتو خيلي اذيت كرده بودي.وروجك بلا!!!راستي از فردا قرار شده روز در ميون يكم زرده تخم مرغ آپزم بخوري.نوش جونت.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
