تاريخ : شنبه 25 مرداد 1393 | 17:43 | نویسنده : سارا

سلام سلام

چطورین دوست جونا؟خداروشکر دلبر مامان هم خوبه.

از عید شروع می کنم: امسال مثل سال های گذشته چند روزی زاهدان بودیم بعد هم کرمان و سیرجان. سوگل با این که دوروبرش شلوغ بود اما سراغ مربی مهدش(ملیجه جون) و دوستاش، نویان، بهراد، شایلین و نیکان رو می گرفت. عید خوبی بود سیزده بدرشم خوب بود. بعد از تعطیلات هم دوباره روال عادی و البته برای سوگل مهدکودک و ....

اواخر اردیبهشت با مامانی و بابایی سوگل رفتیم اصفهان. از اون جایی که سوگل عاشق برنامه های مستند حیواناته، به محض رسیدن اول رفتیم باغ وحش، بعدشم با کلی خواهش رضایت داد بیایم بیرون. دیدن دوست مامانی و دختر خاله مسعود  که کلی تهدیدمون کرده بودن اگه خونشون نریم دیگه کرمان نمیان هم رفتیم. خیلی خوش گذشت. اما موقع برگشتن متوجه شدیم مونس آبله مرغان گرفته. راستش من خیلی ناراحت نشدم چون خودم وقتی 11 ساله بودم گرفتم و خیلی اذیت شدم. پزشکشم گفت بهتر که تو این سن آبله مرغان گرفته و خطری نداره. مامانی و بابایی هم پیشمون موندن تا سوگل خوب خوب شد.

اوایل خرداد من و مونس یه هفته ای رفتیم زاهدان و دلبر به مادرجونش کمک داد تا سفره نذریشونو ادا کنن و البته می دونین که دخمل کوچولوها این مواقع دستشون تو هر کاری هست! دو روز بعد از برگشتن ما دایی سوگل(امیرحسین عزیزم) که امتحاناش تمام شده بود آمد کرمان و خوش به حال سوگل شد چون دایی 15 سالش هم بازیش شده بود و حرف حرف سوگل! در مدت امتحانای من انگار خونمون حکومت نظامی بود و خداییش همه همکاری کردن تا 4 تیر که تمام شدن. هنوز همه نمراتم اعلام نشده اما امیدوارم مثل ترم گذشته به معدل خوب شاگرد اول بشم. تا قبل از شروه ماه رمضان با دوستمون رفتیم یه ماهان گردی حسابی. یکی از دوستانمون هم از ارگ جدید آمدن خونمون و سوگل حسابی با فاطمه و غزال بازی کرد و بهمون خوش گذشت(دوست عزیزمون که محبت دارین و وبلاگ سوگل رو هم می خونین بازم با دخترای گلتون بیاین پیشمون)

ماه رمضان هم با گرما از راه رسید و اواسطش مادرجون و پدرجون و دایی محمد و دایی علی سوگل آمدن کرمان و سوگل خیلی خوشحال بود. این ماهم با مهمانی های افطاریش یادمون می مونه و امیدوارم سال های دیگه هم توان و انرژی روزه گرفتن داشته باشیم.

اول مرداد سالگرد عقد من و مسعود بود و یه جشن سه نفره گرفتیم. 17 مرداد هم تولد 34 سالگی مسعود بود و سوگل هم که عاشق کیک تولد و شمعه کلی خوشحال بود که واسه باباش تولد گرفتیم و برای باباش هدیه خریده. امیدوارم همه باباهای مهربون تنشون سالم و عمرشون طولانی باشه تا برای خانوادشون یه پشتیبان همیشگی باشن( همین طور بابا مسعود خونه ی ما)

عسل مامان چند وقتی هست که کلاس زبان انگلیسی می ره و خیلی خوشحاله که دوستای مهدکودکشو می بینه. یه جلسه هم کلاس باله رفت اما چون با مربیش کنار نیامد گفت دیگه نمی رم. خیلی بامزه بود بهش گفتم مامان جون چرا دوست نداری بری؟ می گفت: آخه این خانومه خیلی بلند حرف می زنه، عصبانیه، گوشم از صداش درد می گیره! مربیشم خیلی جدی بود و می گفت من سبکم همینه. خلاصه این شد که دیگه سوگلی نرفت.

دخملم خیلی خانوم شده، موقع بیرون رفتن از خونه تقریباً همه کارهاشو خودش انجام می ده. موقعی که واسه انجام کاری بهمون کمک می ده میگه: می دونین چرا کمک می دم؟ چون خیلی دوستون دارم، نمی خوام خسته بشین. برامون قصه از خودش تعریف می کنه. شعر می گه. از بس من به موهاش دست کشیدم و گفتم مثله ابریشمه مخمله، حالا خودشم خیلی بامزه به خودش می گه و من و مسعود از خنده غش می کنیم. موقع رنگ آمیزی خیلی دقت می کنه و بدون گفتن ما سعی می کنه از خط بیرون نزنه. چند وقت پیش زاهدان، رفته بودیم جشن عقد یکی از دوستان، دلبر مامان حسابی رقصید و بعدشم گیر داده بود که چرا از اون کیک بزرگ برامون نمیارن؟ دست آخرم بعد از عروس و داماد اولین نفری که کیک خورد، سوگل خانم بود.


 

 





[موضوع : خاطرات روزانه]
تاريخ : جمعه 12 ارديبهشت 1393 | 11:41 | نویسنده : سارا

اینم شعر جدیدی که دلبر یاد گرفته:

گرگه کجاست؟

تو صحراست

منتظره بره و بزغاله هاست

چوپون کجاست؟

همین جاست

کنار گله ی ماست

چه کار داره؟

کار زیاد

مواظبه گرگه نیاد

اگه یه وقت گرگه بیاد، چوپون ما چی می کنه؟

دمش رو قیچی می کنه





[موضوع : اشعار کودکانه]
تاريخ : 31 فروردين 1393 | 10:37 | نویسنده : سارا

 

سلام به همه مامان های دوست داشتنی!

روزتون مبارک

 

هرچی بخوام بنویسم اونی که تو دلمه نمیشه.فقط میشه بگم:

امیدوارم همه بچه ها قدرشناس دریای محبت مادراشون باشن(منم باشم).

همه دخترای امروز هم مادرای بالیاقت آینده باشن(سوگلم همین طور باشه).

خدا جون همه مامان ها رو در پناه خودت حفظ کن.

((آمین))

اینم مامان پرنده!

 

 

 

 

 

 

 

 

 





[موضوع : خاطرات روزانه]
تاريخ : شنبه 24 اسفند 1392 | 11:13 | نویسنده : سارا

باز می آید بهار و می دمد

سبزه ها ، گل ها ز قلب سرد خاک

باز می آید بهار و می برد

رنگ غم از چهره های خوب و پاک

 

باز خورشید قشنگ و مهربان

دستهای گرم خود وا میکند

می نشیند گوشه ای و باز هم

کوچ سرما را تماشا می کند

 

می رسد اینک بهار از راه دور

از دیار کوروش و جمشید وکی

از ازلها از همیشه تا  ابد

می رسد همراه چنگ وعود ونی

 

می رسد هنگام تحویل زمین

می رسد نوروز جاویدان ما

می رسد اینک بهار و عید نو

 یادگار کهنه ی ایران ما

 

سلام به مامان های دوست داشتنی و نی نی های دوست داشتنی ترشون!

از اونجا که من و سوگل فردا داریم می ریم زاهدان و قراره مسعود هم آخر هفته بیاد اونجا با خودم گفتم بهتره پست تبریک سال جدید رو بنویسم چون ممکنه این روزها وقت نکنم.

امیدوارم خوبی ها و خوشی ها و ... خلاصه از هر چی شایسته ترینش، در سال جدید چشم به راهتون باشه و سال 1393، سالی باشه که هر وقت یادش افتادین یادآوری یکی از بهترین سال های عمر طولانیتون باشه.

لحظه سال تحویل موقع دعاهاتون به یاد ما هم باشین.(ممنون از مهربونیتون)

 





[موضوع : خاطرات روزانه]
تاريخ : جمعه 23 اسفند 1392 | 21:15 | نویسنده : سارا

شنبه: خوراک ماکارونی - اسپاگتی با گوشت و سبزیجات

یکشنبه: کوکوی سبزی - کوکوی سیب زمینی

دوشنبه: سوپ جو - آش رشته

سه شنبه: سالاد فرانسوی با گوشت مرغ - سالاد الویه

چهارشنبه: املت گوجه - املت سبزیجات

 





[موضوع : فعالیت های مهدکودک عسل]
تاريخ : جمعه 23 اسفند 1392 | 21:11 | نویسنده : سارا

شنبه: لوبیا گرم - عدسی

یکشنبه: خوراک ماکارونی با سبزیجات و گوشت

دوشنبه: شیربرنج - سوپ سبزیجات

سه شنبه: سالاد فصل - ناگت مرغ

چهارشنبه: نان و کره مربا





[موضوع : فعالیت های مهدکودک عسل]
تاريخ : جمعه 23 اسفند 1392 | 21:08 | نویسنده : سارا

 مهر 92

 

هنر سوگل و بابا(سوگل خیلی لاک پشت دوست داره)

 

از اونجایی که مهد سوگل پنجشنبه ها تعطیله،من که می رفتم دانشگاه،سوگل با مسعود می رفت کارخونه.طفلی دخترم اینجوری رو صندلی خوابیده.

 

 عشقمی...

 

 دختزم راننده لیفتراک کارخونه شده!

 

 

 

 

 کارهای بابامو رو تخته می نویسم که یادش نره.

 

 سوگل پرنده!

 

سفره عقد عمه مهسا

 

 

 

باغ کاغذی که دلبر واسمون درست کرده

 

تولد عسل مامان(اینقدر با بیتا شیطونی کردن که تمام عکس هایی که دوتایی ازشون گرفتیم مات شد.تازه این بهتر از بقیه بود)

 

 

 

 

کیک یلدا(شب یلدا سیرجان بودیم)

 

این گل های قشنگ رو شب یلدا ننی(مادربزرگ مسعود)برام آورده بودن.

 

هنر سوگل با قیچی

 

سوگل خیلی پازل دوست داره،چیدن این پازل خیلی واسش سخت بود اما منم کمک دادم و شد این!

 

 

 

دوباره سوگل و قیچی

 

 

اینم کاردستیش که خودش چسبونده رو دیوار

 

 

این پازل ها رو نفس مامان خودش می چینه

 

 

 

نقاشی سبک سوگل!

 

زرافه سوگلی

 

حباب بازی به وقت نصف شب

 

 

 





[موضوع : عکسهای گلکم]
تاريخ : جمعه 23 اسفند 1392 | 15:10 | نویسنده : سارا

دراین کارگاه می آموزیم:

*که چگونه فکرکنیم وچگونه یاد بگیریم

*چگونه ذهن وحواس خود را فعال کنیم

*چگونه به مسایل اطرافمان عمیق تر نگاه کنیم و از یادگیری لذت ببریم وهمیشه فعالیتی را مبتنی بر تحقیق کنیم.

*می آموزیم منظومه شمسی وکهکشانها چه خصوصیتی دارند

*واینکه به محیط زیستمان وبه حیوانات اهمیت بدهیم

*حساب را می آموزیم

*وتصویرخوانی ومقدماتی که برای سوادآموزی نیاز داریم.

 

گزارش فعاليت های کارگاه رشد ذهنی

رياضی

1-حلقه هوش:

شامل حلقه های رنگی که از کوچک به بزرگ روی هم گذاشته می شود

هدف:

1.هماهنگی چشم و دست

2.آشنایی با رنگ ها و اندازه ها

3.رشد مفاهیم بزرگ و کوچک- بزرگترین و کوچکترین

4.تقویت عضلات کوچک دست

5.درک مفاهیم مربوط به ترکیبات منطقی

2-برابر ريختن:

به کمک 3 عدد استکان و پارچ آب می باشد که دور استکان ها خطوط مساوی کشیده شد که بچه ها باید آب را به صورت برابر داخل استکان ها بریزند به  طوری که آب داخل استکان ها اضافه و کم نباشد و در صورت ریخته شدن آب از داخل استکان ها بچه ها به کمک اسفنج جمع کنند.

هدف:

1-هماهنگی چشم و دست

2-تقویت ماهیچه کوچک و بزرگ

3-تقویت مهارت های ریاضی

4-تقویت مهارت های روزمره زندگی است

3-بريکس يا آجرها

شامل قطعات پلاستیکی در اشکال و اندازه های مختلف می باشد

هدف:

1.آشنایی با رنگ-شکل-اندازه

2.تشخیص تشابه-تفاوت بلوک ها و طبقه بندی

3.پرورش قوه تخیل و خلاقیت

4.هماهنگی چشم و دست

5.پرورش عضلات کوچک و مهارت انگشتان

6.رشد مهارت کلامی

7.کسب مهارتهای اجتماعی و پرورش روحیه همکاری

4-جعبه اشکال

شامل اشکال هندسی با رنگهای مختلف می باشد

هدف:

1.آشنایی با رنگ و شکل

2.هماهنگی چشم و دست

3.رشد مهارتهای کلامی

4.تشخیص تفاوت و تشابه

5-پازل دايره:

شامل صفحه اصلی پازل و 6قطعه رنگی به شکل دایره می باشد

هدف:

1-ایجاد مهارت در عضلات بزرگ و کوچک ذست،هماهنگی عمل چشم و دست

2-توجه به شکل و رنگ و اندازه

3-درک مفهوم کل و جزء

6-استوانه های اندازه گيری

شامل یک عدد صفحه چوبی ،استوانه های چوبی رنگی در اندازه های مختلف می باشد

هدف:

1.هماهنگی عمل چشم و دست

2.شناخت رنگ

3.تقویت دقت و توجه به اندازه

4.طبقه بندی از حیث رنگ و اندازه

5.رشد مفاهیم اندازه گیری کوتاه،بلند،کوتاه تر،بلندتر،کوتاه ترین،بلندترین

7-تقويت حافظه به کمک چوب کبريت

1.ایجاد مهارت در عضلاتت بزرگ و کوچک دست-هماهنگی عمل چشم و دست

2.درک مفهوم کل و جزء

3.تقویت دقت و حافظه

سوادآموزی (خواندن و نوشتن)

1-دوخت و دوز (روی صفحه دوخت و کارت ميوه)

شامل صفحه و سوزن پلاستیکی-نخ رنگی

هدف:

1.تقویت ماهیچه های کوچک و بزرگ

2.تقویت هماهنگی عمل چشم و دست

3.پرورش خلاقیت در ایجاد طرحهای مختلف

4.رشد مفهوم زیر و رو

5-آشنایی با

2-قيچی زدن:

شامل کاغذ رنگی است که روی آن خطوطی کشیده شد که بچه ها باید آن را با قیچی برش بزنند

هدف:

1.تقویت ماهیچه های  کوچک و بزرگ

2.هماهنگی چشم و دست

3-انتقال با انبرک و پنس

شامل مهره های رنگی با اندازه های کوچک و بزرگ می باشد که به کمک انبرک و پنس جا به جا می شوند

هدف:

1-تقویت ماهیچه های کوچک و بزرگ

2-هماهنگی چشم و دست

3-مهارت های زندگی روزمره رو یاد می گیرند

4-آشنایی با مشاغلی ک انبرک و پنس سرو کار دارند

4-پازل حيوانات

شامل قطعات چوبی با برشهای مختلف

هدف:

1.شناخت حیوانات

2-درک ارتباط کل و جزء

3-تقویت عضلات کوچک و مهارت انگشتان

4-رشد مهارت ها کلامی و مفاهیم فضایی مانند جلو-پشت-بالا-پایین

5-مهره های رج شونده

شامل مهره هایی با اشکال هندسی و رنگهای مختلف هست که وارد نخ می شوند

هدف:

1.شناخت رنگ-شکل-اندازه

2-پرورش هماهنگی عمل چشم و دست

3-رشد مهارت های کلامی

4-ردیف کردن و مطابقت دادن  رنگ-شکل-اندازه

علوم

1-حيوانات اهلی

آشنایی با حیوانات اهلی در قالب بحث و گغتگو و پروژه

2-حيوانات وحشی

آشنایی با حیوانات وحشی در قالب بحث و گفتگو و پروژه

3-دايناسورها

آشنایی با دایناسور ها در قالب بحث وگفتگو و پروژه

4-زمين ما

آشنایی با قسمت های مختلف زمین (پوسته-گوشته-هسته)در قالب بحث و گفتگو و پروژه

5-بهداشت دهان و دندان و طرز صحيح مسواک زدن در قالب بحث و گفتگو و پرويه و مسواک زدن صحیح دندانها

6-علائم و قوانين راهنمايی و رانندگی

در قالب بحث و گفتگو و حضور در شهرک ترافیک

هدف

1.آشنایی با تابلو ها راهنمایی و رانندگی

2.آشنایی با چراغ راهنمایی





[موضوع : فعالیت های مهدکودک عسل]
تاريخ : جمعه 23 اسفند 1392 | 14:55 | نویسنده : سارا

دراین کارگاه می آموزیم:

* چگونه مشکلاتمان را با گفتگو حل کنیم.

* همیشه جویای حقیقت باشیم و خود نیز دروغ نگوئیم.

*  می آموزیم چگونه فروتن باشیم.

*به جای جنگیدن به صلح و دوستی بیاندیشیم.

* همواره با همه مهربان باشیم اما در قبال نادرستی ها مقاومت کنیم.

* می آموزیم کجا و چگونه نه بگوئیم تفاوت های فردی را محترم بدانیم.

 

گزارش فعاليت های کارگاه اجتماعی

1-عادتها و رفتارهای ما:

سلام کردن و خداحافظی کردن:چه مواقعی و به چه کسانی باید سلام کرد

صبح بخیر و شب خیر گفتن:مامان،بابا صبح بخیر (بازی)

معذرت خواهی کردن:چه زمانی باید عذر خواهی کرد (بحث و گفتگو)

تشکر کردن:کلمه سپاس گذارم،ممنونم یاد داده شد،بحث و گفتگو در مورد این که چه زمانی باید تشکر کنیم

خواهش کردن:کلمه جادویی( لطفا)یاد داده شده

دعوا نکنیم:قصه گویی سرزمین شادی

گفتگو کنیم:قصه گویی سرزمین شادی چه کارهایی با دستهایمان می توانیم انجام دهیم (بحث و گفتگو)در طول روز چه کارهایی با دستهایتان می کنید

درزدن: (بحث و گفتگو)به هر جایی ک بخواهیم وارد شویم برای احترام در می زنیم و اجاره می گیریم

اجازه گرفتن:بازی اجازه بگیر عروسک بگیر

با دهان پر حرف نزن:چه اتفاقهایی می افتد اگر با دهان پر حرف بزنیم (بحث و گفتگو)

جیغ و داد نکردن:بحث و گفتگو درباره این که جیغ و داد چه مشکلاتی به وجود می آورد

زمين ما:

بازی کره زمین و نشان دادن کره زمین کاردستی کره زمین

ارزشهای اخلاقی:

همکاری:بازی همکاری بحث و گفتگو در انتهای بازی که با همکاری کارها زودتر انجام می شود.





[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 17 صفحه بعد